ای روز بــــرآ...

متن مرتبط با «گاهی» در سایت ای روز بــــرآ... نوشته شده است

پناهگاه شاید گاهی یک انسانه

  • نیلوبلاگ

    به نظر میرسه آدمها بعد از درک بخش تاریک این جهان رویکردهای مختلفی انتخاب میکنن که با وجود تنوع در جزئیات، در نهایت به چند مسیر محدود میشه: یه سری تلخ میشن؛ آه و ناله و غرولند و سمپاشی.که ای وای این جهان پوچه و هیچ، هیچ، هییییچ. یه سری ساکت یا پرحرف، ادامه میدن اما شعله زندگی نگاهشون رو ترک میکنه. یه عده دندانهدار میشن و انتقام تباهی رویاهاشون رو با تندی از بقیه میگیرن. یه سری فقط بیتفاوت میشن و از این بیتفاوتها یه عده زرنگ عزیز هم هستن که گرفتن حقشون (داشته یا نداشته) کفایت میکنه. این لیست به همینجا ختم نمیشه هرچند که محدوده.  اما همه گزینههاش تلخ و تاریک نیست. گاهی این خراشها ظرفیت انسانها و جهان درونشون رو ژرفتر میکنه. عمدتا با دو گروه مواجهیم: دستهای کمحرف و آرومن ام...

    ادامه مطلب
  • یه خواب چیه؟ اونم گاهی نداریم!

  • نیلوبلاگ

    دارم عادت قصه بافی قبل از خواب رو ترک می کنم و خدا می دونه که چقدررر سخته. همیشه وسط قصه ها وقتی داستان از هیجان میفتاد خوابم میبرد. دیگه با سوالای عجیب مغزم جغد نمی شدم. اما اون جوری لحظات بیداری هم بهش فکر می کنم و دیگه نمی تونم تمرکز کنم. از اون گذشته روزمره نویسی رو بعد از دو سال از سر گرفتم. همین باعث میشه خیلی جاها حرفی ناگفته نمونه...برای کاغذا البته... در راستای همین تلاش فرساینده دیشب تا خود صبح بیدار بودم و چون نمی تونستم روی چیزی که می خوام تمرکز کنم مغزم به همه جا سر زد و نماند سوال احمقانه ای که نپرسید و دعوایی که با عوضیای خاطرات گذشته راه نینداخت! شاید باورتون نشه ولی با دو تا شخصیت کاملا تخیلی به زبان انگلیسی بحث تاریخی سیاسی راه انداخت! برای گرفتن عنان مغز دیوانه ام یا...

    ادامه مطلب