خرید بک لینک

کتاب خوندن و تصور کردنش وقتی با جنسیت اسامی یه ملتی آشنایی کاملی نداری در نوع خودش یه جور چالشه!

نزدیک شصت صفحه خونده بودم و داشتم یه زن رو تصور می کردم که شوهر و بچهاش رو جا گذاشته تا دوباره به وطن اشغال شدهاش برگرده که فقط با یه خط دیالوگ متوجه شدم ایشون مرد بودن و زن و بچهشون رو گذاشته بودن و اومدن!

اینم از تفریحاتِ سالمِ زبانِ فراجنسیتیِ فارسیه. :)))

پ.ن: انصافا از مرد انتظار نداشتم انقدر احساساتی و شاعرپیشه باشه. تازه داشتم فکر می کردم چه مستقل و غربی رفتار می کنه؛ رفیق جینگ دو تا شاعر مرد هم بوده! :|

برچسب: نویسنده: سپیده امیری تاريخ: چهارشنبه 7 تير 1402 ساعت: 16:00

صفحه بندی